تبلیغات
مطالب روانشناسی و متفرقه - سخنرانی مارتین سلیگمن در مورد روانشناسی مثبت
   
 
اختلالات روانی، و کاهش سیه‌روزی مردم سیه‌بخت، اینست که آیا روانشناسی می‌تواند اشخاص را شادتر کند؟ و برای پرسیدن این سوال - شادی کلمه‌ای نیست که من زیاد بکار ببرم - ما باید آن را به چیزی که من فکر می‌کنم قابل پرسیدن است بشکافیم. و من عقیده دارم که سه نوع مختلف وجود دارد-- و من آنها را جداگونه می‌نامم، زیرا بر طبق مداخلات متفاوتی بنا شده‌اند، امکان پذیر است که یکی از آنها را بجای دیگری داشته باشیم -- سه نوع زندگی شاد مختلف هست. نخستین زندگی شاد، زندگی دلپذیر است. این زندگی است که شما در آن تا حدی که ممکن است عواطف مثبت داشته باشید، بعلاوه مهارت‌هایی برای تقویت آن. دومین، زندگی متعهدانه است: زندگی کاری شما، تربیت فرزندان، عشقتان، اوقات فراغتتان، زمان‌های ایستا. آن همان چیزی که ارسطو در موردش صحبت کرده است. و سومین، زندگی معنادار است. خوب، میخواهم کمی در مورد هر یک از این زندگی‌ها و دانشی که در موردشان داریم صحبت کنم.

اولین زندگی، زندگی دلپذیر است و آن به سادگی داشتنِ لذات به حدی که ممکن است می‌باشد، داشتن عواطفِ مثبت به حدی که ممکن است، و آموختن مهارت ها، طعم، و مراقبه بینش‌یابانه‌‌ای که آنها را تواند تقویت کرده و در طی زمان و فضا بسط دهد. لیکن زندگی دلپذیر دارای سه مانع است، و به این دلیل، روانشناسی مثبت صرفاً شادی شناسی نیست و در اینجا فرجام نمی‌گیرد.

اولین مانع اینست که چون حدود پنجاه درصد تجربیات شما از عواطفِ مثبت، ارثی است، آنها نمی‌توانند خیلی اصلاح وتعدیل شوند. بنابراین، شیوه‌های متفاوتی که من و مَچیو و سایرین در مورد افزودن عواطفِ مثبت در زندگییتان می‌دانیم
۱۵٪ تا ۲۰٪ است. دومین اینست که عاطفه مثبت خو گیر است. در واقع بسرعت خو می‌گیرد. همانند بستنی وانیلی است، اولین مزه ۱۰۰٪ است، وقتی که به ششمین رسیدید، آن مزه از بین رفته است. و همانطوری که گفتم، دقیقاً انعطاف پذیر نیست.



و اکنون، این ما را بسوی دومین زندگی می‌برد. و من باید بشما راجع به دوستم، لِن، بگویم، تا ببینیم که چرا روانشناسی مثبت بیش از عواطف مثبت و بنا کردن لذات است. در دو از سه صحنه عالی زندگی، به هنگام
۳۰ سالگی، لِن به حد عالی موفق بود. اولین صحنه زندگیش، کار بود. به هنگام ۲۰ سالگی، او یگ بازرگان اپشن [توان‌گزینی] بود. به هنگام ۲۵ سالگی، او یک میلیونر بود و سرپرست یک کمپانی معاملات اپشن بود. دومین صحنه زندگیش در بازی و تفریح بود. او قهرمان ملی ورق بازی است. ولی در سومین صحنه زندگیش، در عشق، لِن یک بازنده ژرف است. و دلیلش این است که لِن شخصی بی‌عاطفه و سنگدل است. (خنده)

لِن خویشتن‌گرا [درون‌گرا] است. خانم‌های آمریکایی بهش می‌گفتند، تو بی‌صفایی و عواطف مثبت نداری. برو گُم شو. و چون لِن به اندازه کافی ثروتمند بود، توانست برای خودش یک روانکاو پارک اَوِنویی تهیه کند، کسی که برای پنج سال سعی کرد آسیب جنسی لِن را که بطریقی تمام عواطف مثبت او را در وجودش پنهان کرده بود، پیدا کند. ولی مشخص شد که آسیب جنسی وجود نداشت. لِن در لانگ آیلَند بزرگ شد و ضمن بازی کردن فوتبال آمریکایی و نگاه کردن آن، ورق بازی نیز می‌کرد. لِن در تهِ
۵٪ آنچه که ما آنرا «متاثراتِ مثبت» نام داده‌ایم قرار دارد.

سؤال اینست که آیا لِن ناخوش است؟ و من می‌خواهم بگویم که خیر. برخلاف آنچه روانشناسی بما درباره افرادی که در تهِ
۵۰٪ این متاثرات مثبتند می‌گوید، من معتقدم که لِن یکی از خوشحالترین اشخاصیست که من می‌شناسم. او سپرده جهنم ناخوشی نیست چون لِن، همانند خیلی از شماها، کاملاً قادر بوجود آوردن لحظات فوق‌العاده نشاط‌انگیزِ خویش است. از ساعت ۹:۳۰ صبح که وارد سالن اَمِریکَن اِکسچینج می‌شه، تا زنگ بستن سالن زمان برایش توقف می‌کند. از زمانی که اولین ورق در ورق بازی شروع می‌شه، تا ده روز بعد که مسابقات تمام می‌شوند، زمان برای لِن توقف دارد.

و این در واقع همان است که مایک چِکسِنتمیهایْ در موردش صحبت می‌کنه، درمورد لحظات فوق‌العاده نشاط‌انگیز [flow]، و این به طرز مهمی از لذات متمایز است. لذات دارای احساسات خامند: شما از رویدادشان آگاه هستید. اندیشه‌ها و احساساتند. ولی آنچه را که مایک، دیروز در مورد لحظات فوق‌العاده نشاط‌انگیز به شما گفت، حس کردنی نیست. در آن، شما با موسیقی یگانه می‌شوید. زمان توقف می‌کند. دارای تمرکز شدید و قوی هستید. و براستی صفت زندگی خوب و سالمی که ما در نظر داریم همین است. و ما معتقدیم که دستور عمل این نوع زندگی واقف بودن به توانایی‌های بالقوه شخص است. و دوباره، یک تست بسیار معتبر وجود دارد که پنج مورد از عالیترین توانایی‌های شما را تشخیص می‌دهد. که می‌توانید زندگی خود را بدانصورت شکلی نو داده تا بتوانید از آن توانایی‌ها به حد نهایت استفاده کنید. یادگیری جدید و شکلی نو دادن به کارتان، به عشقتان، به تفریحتان، به دوستییتان، و به پدری و مادری کردنتان.

یک مثال: یکی از اشخاصی که من باهاش کار کرده ام کیسه پٌر کن مغازه جِنوواردی بود. از کارش نفرت داشت. داشت در طی تحصیلات دانشگاهیش کار می‌کرد. عالیترین توانایی او بینش و هوش اجتماعی بود، پس به این عملکرد کیسه پٌر کردن، یک شکلی نو داد، تا مواجه شدن مشتری‌ها با او را تبدیل به برجسته‌ترین تجربه اجتماعی روزانه آنها کند. خوب، مشخصاً شکست خورد. ولی کاری که او کرد این بود که شکلی نو به کار خود داد تا بتواند تواناهی‌های بالقوه خود را به حد امکان استفاده کند. منظور آن ربطی به لبخند زدن نداشت. ربطی به شکل دِبی رِینولدز گرفتن نداشت. ربطی به ول خندیدن هم نداشت. در عوض نتیجه‌اش جذب کردن بسیار بود. که آن دومین طریق است. اولین طریق، عواطف مثبت است. دومین طریق، وجود لحظات فوق‌العاده نشاط‌انگیز خوشحالی است.

و سومین طریق، معنی در زندگی است. که این رسماً مهمترین خوشحالی ارج نهاده شده است. و معنی در این نگاه - برابر خوشحالی است، و آن شامل واقف بودن به توانایی‌های بالقوه شما، و استفاده از آنهاست به نحوی که بتوانند مورد تعلق و خدمت آنچه که والاتر از شماست قرار بگیرند.

من اشاره کردم که در حال حاضر، برای هر یک از این سه نوع زندگی، اشخاص به سختی بدنبال این سؤالند که آیا چیزی هست که بتواند این تغییرات زندگی را تداوم بخشد؟ و به نظر می‌رسد که جوابش آری است. و من تعدادی از نمونه‌هایش را برایتان خواهم گفت. بازرسی آن به طرز بسیار دقیقی در حال انجام است. به همان طرزی که ما داروها را امتحان می‌کنیم تا ببینیم کدامشان واقعاً کار می‌کنند. پس ما مداخلات متفاوت را زیر روش‌های مختلفی همانند تخصیص تصادفی، كنترل دارونما، و مطالعات بلند مدت امتحان می‌کنیم. یکی از نمونه‌های مداخله مؤثر این است که وقتی که ما به مردم زندگی کردن خوش و روش دریافت لذات بیشتر را یاد می‌دهیم، یکی از تکالیف شما اینست که مهارت‌های مراقبه بینش‌یابانه‌ و ذائقه‌گر را گرفته و یک روز بسیار قشنگ و زیبا را طرح کنید. شنبه آینده برای خودت یک روز بسیار قشنگ و زیبا بوجود آور، و با استفاده از مراقبه بینش‌یابانه‌ و ذائقه، سعی کن که آن لذات را افزایش دهی. بدین وجه ما می‌توانیم نشان بدهیم که زندگی لذت‌پذیر افزایش یافته است.

دیدار قدردانی و سپاسگزاری: از همه شما درخواست می‌کنم که این را لطفاً با من انجام بدهید. چشم‌های خود را ببندید. می‌خواهم شخصی را که کار بسیار مهمی در زندگییتان کرده بیاد بیاورید کاری که زندگییتان را بسوی بهبودی تغییر داده است، و کسی که شما هیچوقت بشایستگی از او قدردانی نکرده‌اید. این شخص باید زنده باشد. صحیح. می‌توانید چشم‌هاتون را باز کنید. امیدوارم که همه شما یک چنین شخصی را داشته باشید. تکلیفتان در حین فراگرفتن دیدار قدردانی و سپاسگزاری اینست که یک رضایت‌نامه
۳۰۰ کلمه‌ای برای آن شخص نوشته و با آن شخص تماس تلفنی گرفته و درخواست دیدار کنید. بهشون نگویید چرا. دم در خانه او که رسیدید رضایت‌نامه خود را بخوانید -- همه درچنین لحظاتی اشک‌افشان می‌شوند -- و وقتی که ما این اشخاص را یک هفته، یک ماه، و یا سه ماه بعد امتحان می‌کنیم می‌بینیم که هر دوشان شادکامتر و کمتر افسرده‌اند.

نمونه دیگر وعده دیدار قوه‌ای است که ما از زوج‌ها درخواست می‌کنیم که عالیترین توانایی‌های خویش را بر مبنای تست قوه، تشخیص داده، و بدینوسیله یک ملاقاتی را طرح کنند که هر دو بتوانند توانایی خود را بکار برند، و ما به این نتیجه رسیدیم که این مسئله تقویت‌کننده روابط فردیست. و خوشی در برابر بشر دوستی. لیکن درچنین گروهی بودن بسی مایه دلگرمی است، و به همین دلیل خیلی از شما زندگییتان را بسوی بشردوستی جهت داده‌اید. خوب، دانشجوهای دوره لیسانس من و همکاران من هنوز اینرا کشف نکرده‌اند، ما به افرادی گفتیم که یک عمل صرفاً نوع دوستی [خدمت‌رسانی و یاری به دیگران] و یک عمل صرفاً تفریحی و خوش انجام دهند و بعد آنها را با هم مقایسه کنند. و اینرا کشف کردیم که وقتی یک عمل تفریحی انجام می‌دهید نتیجه‌اش موقتی و زودگذر است. ولی وقتی که یک عمل بشردوستی برای کمک به شخص دیگر انجام می‌دهید، خوشی پایدار می‌ماند. پس اینها نمونه‌هایی از مداخلات مثبتند.

پس اولین و آخرین حرفی که می‌خواهم بزنم اینست که ما علاقمندیم که بدونیم مردم چه میزان از زندگییشان راضی اند، و این واقعا تمام چیزی است که هستید. و هدف متغیر ماست. و ما این سؤال را به عنوان یک عملکرد برای این سه نوع زندگی متفاوت مطرح می‌کنیم، چقدر رضایت از زندگی خود دریافت می‌داری؟ پس ما می‌پرسیم -- و ما این را بوسیله
۱۵ آزمون تکراری که شامل بیش از هزاران نفر بوده انجام داده‌ایم -- تا چه حدی بدست آوردن لذات، دنبال کردن عواطف مثبت، زندگی دلپذیر، متعهد بودن، ایست زمان، و معنی، در رضایت شما از زندگی سهم دارند؟

و نتایج ما شگفت انگیز بود، ولی، برعکس آنچه که تصور می‌کردیم بودند. بدست آوردن لذات، تقریبا هیچ سهمی در رضایت از زندگی ندارد. بدست آوردن معنی از همه قویتر است. بدست آوردن تعهد هم بسیار قویست. موقعی لذات اهمیت دارند که متعهد بودن و معنی هر دو در چنگتان باشند بعد لذات همانند خامه و گیلاس خواهند بود. به عبارتی، در زندگی کامل، مجموعه بزرگ کاملتر از جمعِ عضوهاست اگر، هر سه زندگی را داشته باشید. و اگر هیچکدام از این سه زندگی را نداشته باشید، در زندگی پوچ و خالی، مجموعه بزرگ کمتر از جمع عضوهاست.

و سؤال کنونی ما اینست که آیا سلامت بدنی، ناخوشی، طول عمر و کارایی از همان روابط پیروی می‌کنند؟ یعنی آیا در یک مشارکت گروهی کارایی، عملکرد عواطف مثبت، تعهد و معنی اند؟ آیا سلامتی، عملکردی از عواطف مثبت، لذات و معنی در زندگی است؟ و دلایلی هست که فکر کنیم پاسخ هر دوی اینها احتمالا مثبت است.

خب کریس گفت که آخرین سخنگو این فرصت را یافته که چیزهایی را که اینجا شنیده بکار ببندد، و این برای من خیلی جالب بود. من هیچوقت در گردهمایی اینچنینی شرکت نداشته‌ام. من هیچوقت سخنگویانی را ندیده بودم که اینقدر به گفتار خود بسط دهند، که بسیار امر جالب توجهی است. ولی من این را کشف کردم که مشکلات روانشناسی به نوعی با مشکلات تکنولوژی، سرگرمی، و طراحی موازیست. ما همه می‌دانیم که تکنولوژی، سرگرمی، و طراحی می‌توانند بقصد تخریب استفاده شوند. ما اینرا نیز می‌دانیم که تکنولوژی، سرگرمی، و طراحی می‌توانند بقصد فروکاستن بدبختی استفاده شوند. و اتفاقا، تشخیص تفاوت میان کاستن بدبختی و بوجود آوردن سعادت خیلی مهم است. سی سال پیش که من تازه درمانشناس شده بودم، فکر می‌کردم که اگر قادر باشم کسی را افسرده، دلواپس و عصبانی نکنم مفهومش این بود که آنها را شاد کرده‌ام. ولی هیچوقت این اتفاق نیافتاد. این را کشف کردم که بهترین کاری که می‌شود کرد اینست که به هیچی رسید. ولی آنها تهی بودند.

و معلوم گردید که مهارت‌های سعادتمندی، زندگانی دلپذیر، متعهد بودن، و معنی، با مهارت‌های کاستن بدبختی تفاوت دارند. پس من معتقدم که این موازی بودن روانشناسی با تکنولوژی، سرگرمی، و طراحی درست است. یعنی کاملاً امکان‌پذیر است که این سه محرک دنیای ما، شادی و عواطف مثبت را بیافزایند، و معمولا هم به همین وجه استفاده می‌شوند. و یکبار که، سعادتمندی را آنطوری که من تجزیه و تفكیک نمودم، شما نیز بنمایید نه فقط عواطف مثبت را -- که صرفاً کافی نیست -- خواهید دید که زندگی پُر از معنی و لحظات فوق‌العاده نشاط‌انگیز است. همانطور که لٌرولی به ما گفت، طراحی، و بر این باورم که سرگرمی و تکنولوژی نیز هم، می‌توانند بقصد افزایش تعهد پرمعنا در زندگی استفاده شوند.

پس در اختتام، یازدهمین دلیل برای خوشبینی، علاوه بر آسانسور فضایی، اینست که با استفاده از تکنولوژی، سرگرمی و طراحی ما عملاً می‌توانیم میزان سعادتمندی و خوشحالی بشر را در این سیاره افزایش دهیم. و اگر تکنولوژی بتواند در یک یا دو قرن آینده زندگی دلپذیر، زندگ خوب، و معنی دار را افزون کند، باندازه کافی خوب خواهد بود. اگر اِنتِرتِینْمِنت [سرگرمی] بتواند بسوی افزودن عواطف مثبت، معنی، و خوشحالی، معطوف شود، باندازه کافی خوب خواهد بود. و اگر طراحی بتواند عواطف مثبت، خوشحالی، لحظات فوق‌العاده نشاط‌انگیز و معنی دار را بیافزاید تمام تلاشی که در حال انجامش هستیم باندازه کافی خوب خواهد بود. متشکرم. (تشویق)


برگرفته از سایت TED





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 9 خرداد 1397 07:11 ق.ظ
I'm really loving the theme/design of your site. Do you ever run into any web browser compatibility problems?
A couple of my blog audience have complained about my blog not working correctly
in Explorer but looks great in Firefox. Do you have any advice
to help fix this issue?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


دوستان عزیزم اگر مقاله یا مطالبی مربوط به روانشناسی دارید برای ما ارسال کنیدتا با اسم خودتان به ثبت برسد. متشکرم

مدیر وبلاگ : م نخکوب
نویسندگان
نظرسنجی
در کدام یک از حیطه های موضوعی زیر علاقه بیشتری دارید ؟









جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :