تبلیغات
مطالب روانشناسی و متفرقه - مطالب آذر 1392
   
 
دوشنبه 25 آذر 1392 :: نویسنده : م نخکوب

برخورد اصولی با مشکلات


حتماً شما هم درباره‌ی مهارت‌های زندگی و لزوم آموختن آن‌ها برای برخورداری از زندگی مطلوب، چیزهایی شنیده‌اید. یکی از مهم‌ترینِ این مهارت‌ها که در موقعیت‌های گوناگون بسیار به کار می‌آید، مهارت حل مسئله است.

مهارت حل مسئله

همه‌ی ما در زندگی فردی و اجتماعی خود با مسائل و مشکلات متعددی روبرو می‌شویم و به‌طور مداوم در حال حل کردن مسائل متفاوت هستیم. در واقع وجود مشکل در زندگی امری عادی است. برخی از این مشکلات ساده هستند ولی برخی دیگر به فعالیت‌های فکری پیچیده‌تری نیاز دارند. مهارت حل مسئله که یک فرآیند شناختی- رفتاری، آگاهانه، منطقی، تلا‌ش‌‌بر و هدفمند است، به ما این توانایی را می‌بخشد که مسائل زندگی‌مان را به نحو مطلوب و شیوه‌ی صحیح حل کنیم. این مهارت، موجب اعتماد به نفس ما می‌شود و احساس شایستگی و تسلط بر امور زندگی را در ما تقویت می‌کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب روانشناسی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 2 آذر 1392 :: نویسنده : م نخکوب
نظریه رشد ذهنی پیاژه

پیاژه از آن جهت کودکان را مورد مطالعه قرار داده است که از طریق جمع آوری اطلاعاتی درباره رفتارها واندیشه های آنان به شناسایی اعمال و افکار کودکان و بزرگسالان هر دو نائل آید .در واقع هدف اصلی پژو هشهای پیاژه معرفت شناسی یا دانش شناسی بوده است که بدین منظور روانشناسی ژنتیک را به عنوان وسیله  انتخاب کرده تا منشا و تکامل دانش را در نزد نوع بشر بررسی کند.

 

 

فرض پیاژه آن است که اگر بفهمد که چگونه دانش (در نزد کودکان) ساخته می شود آن گاه خواهد فهمید که دانش چیست. زیرا ساختمان دانش ماهیت دانش را نشان می دهد درست همانطور که ساختمان یک صندلی موادی را که صندلی از آن ساخته شده است نشان می دهد.(فرت1977, ص 66 ,نقل از سیف 1371 ).

بنابراین هدف روان شناسی ژنتیک پیاژه مطالعه نحوه ایجادو تکامل فعالیتهای شناختی انسان از روزهای نخست کودکی تا بزگسالی است.

کاربرد اصطلاح ژنتیک نشان دهنده علاقه به پدید آیی  دانش آدمی و فرایندهای کسب وتکامل آن است. اصطلاح ژنتیک از دیرباز توسط روان شناسان معروفی چون استنلی هال و بالدوین به معنی رشد وتکامل به کار می رفته است وبنابراین روانشناسی ژنتیک هم به همین معنی به وسیله پیاژه به کار رفته است اما بعد ها اصطلاح

ژنتیک به وسیله زیست شناسان با معنی محدودتر وراثت و قوانین آن به کار گرفته شد.(سیف 1371 ).

به نظر پیاژه ,  چهار عامل در تحول شناختی کودک تا ثیر دارد که عبارتند از:

1) رسش,
2) تجربیات محیطی
3) تعاملهای اجتماعی
4) تعادل جویی.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 2 آذر 1392 :: نویسنده : م نخکوب
 
-  نظریه رشد اریکسون

رشد روانی-اجتماعی چیست؟
نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون یکی از معروف‌ترین نظریه‌های شخصیت در روان‌شناسی است. اریکسون نیز همانند فروید اعتقاد داشت که شخصیت هر فرد، طی مراحلی رشد می‌یابد. نظریه اریکسون برخلاف نظریه مراحل روانی-جنسی فروید، به تشریح تاثیر تجربه اجتماعی در تمام طول عمر می‌پردازد.

یکی از عناصر اصلی در نظریه مراحل روانی-اجتماعی اریکسون، رشد هوّیت خود ( ego identity ) است. «هویت خود»، حس آگاهانه خود است که ما از طریق تعاملات اجتماعی رشد می‌دهیم. به گفته اریکسون، «هویت خود» ما با هر تجربه و اطلاعات جدیدی که در تعاملات روزانه خود با دیگران به دست می‌آوریم، دائماً تغییر می‌کند. اریکسون همچنین عقیده داشت که علاوه بر «هویت خود»، یک حس صلاحیت نیز انگیزه رفتار و اعمال ما را تشکیل می‌دهد.

هر مرحله در نظریه اریکسون به صلاحیت یافتن و شایسته شدن در یک محدوده از زندگی مربوط است. اگر یک مرحله به خوبی پشت‌سر گذاشته شود، شخص احساس تسلّط خواهد کرد. و اگر یک مرحله به طور ضعیفی مدیریت شود، حس بی‌کفایتی در شخص پدید خواهد آمد.

اریکسون عقیده داشت که افراد در هر مرحله، با یک تضاد روبرو می‌شوند که نقطه عطفی در پروسه رشد خواهد بود. به عقیده اریکسون، این تضادها بر به وجود آوردن یک کیفیت روانی یا ناکامی در به وجود آوردن آن کیفیت متمرکزند. در خلال این دوره، هم زمینه برای رشد شخصی بسیار فراهم است و هم از سوی دیگر، برای شکست و ناکامی.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 2 آذر 1392 :: نویسنده : م نخکوب

همان‌طور که در روان‌شناسی رشد شناخت وجود دارد، چگونگی رشد نظریۀ ذهن کودکان نتیجه‌ای نهایی ندارد. اختلافات نظری بسیار شدیدند و رشدگرایان شناخت قطعاً به کمک فیلسوفان در توجه به پرسش‌های عمیق‌تر نیازمندند. کودک در مقابل، تنها به حداقل کمک برای فیلسوف ذهن شدن نیاز دارد. این طبیعی است.
   
 
 
 
 
 
 
   
   
 
این نوشته دربارۀ ریشه‌های رشد ایده‌های فلسفی طبیعی دربارۀ ذهن است. هرچند کارهایی دربارۀ فلسفه‌ورزی صریح کودکان -عمدتاً به وسیلۀ گرث مثیوز فیلسوف (۱۹۸۴)- وجود دارد، ما با فلسفه‌های ذهن کودکان «درعمل» سروکار داریم (مثلاً تبیین رفتار دیگران) نه توانایی آنها برای برساختن استدلال‌های فلسفی. کودکان به منظور درگیر شدن با تعاملات انسانی، پیش‌بینی رفتار، فهم قصد/باور/میل دیگران، تفسیر گفته‌ها/حرکات بدنی/اعمال آنها، فهم استهزاء/استعاره، تفسیر اظهارات یا حالات صورتی که با احساسات واقعی فرق دارند، فهم اینکه چگونه منظر یا ادراک می‌تواند در شکل‌گیری باور نقش داشته باشد، و غیره می‌بایست بیاموزند فیلسوفان طبیعی ذهن بشوند. در اینجا بر دو مسأله تمرکز خواهیم کرد:
الف) انسان‌ها برای امکان بخشیدن به رشد تعامل اجتماعی موفق چه تغییری در جهان ایجاد می‌کنند؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب روانشناسی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


دوستان عزیزم اگر مقاله یا مطالبی مربوط به روانشناسی دارید برای ما ارسال کنیدتا با اسم خودتان به ثبت برسد. متشکرم

مدیر وبلاگ : م نخکوب
نویسندگان
نظرسنجی
در کدام یک از حیطه های موضوعی زیر علاقه بیشتری دارید ؟









جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :